درامدی بر مجموعه عباس عطار

از آنجایی شروع کنم که در باب نوشتن عکسهای عباس عطار کار هر کس نیست و بر من ببخشید کمی ها و کاستی ها را مجموعه ای که من دیدم از عباس عطار با در نظر گرفتن سابقه روشن درخشان وی چه در ان زمان و چه در زمان حال باید تحسین کرد عکاس ایرانی چون عباس عطار را که در عرصه عکاسی خوش میدرخشد.

درباره مجموعه باید بگویم در هر تک عکسش زندگی موج میزد ...گویی در هر عکس انقلابی بپا شده .عکاس با زیرکی و اگاهی کامل شاتر زده و اینکه کجا و چرا میزند کاملا بجا و درست انتخاب شد تم سیاه و سفید بشدت ب عکس ها کمک میکند .  در عکسهای صفحه اول* شاه بنوعی ژست گرفته مقتدرانه و اما میدانیم و میداند که رفتنی ست و دیگر جای ماندن ندارد...این حس را دو تن که در پشت شاه قرار دارند و حرکت انها بشتر این حس را انتقال میدهد و عکس کاملا مستند و خبر از اتفاقاتی عظیم میدهد و حتی اینکه یک عکاس تا این حد به شخص اول مملکت نزدیک شده و او تنها در کادر میبینیم بدون بادیگاردو سرباز همه رایت رفتن شاه را برای ما تداعی میکند

 ...در عکس کناری صفی از مردان ایستاده اند و در در پشت انها نظاره گر است و ایا این سوال نمیرساند که زن دیگر کم رنگ میشود و دیگر مردان ب ترتیبی که بالاتر از زن هم قرار دارند برتری و حاکم بودن را ثابت میکنند .زن نگاهی کنجکاو ب سمت پشت دوربین دارد و مردان در بالای کادر در هیاهو و همهمه نظاره گرند

بیاد داریم شاهی که مقتدرانه میرفت و عکس سوم که مردم عکسش را به اتش میکشند و مصمم از تصمیمی که گرفتن و شاه رفت در فریم بعدی میبینیم تظاهر کنندگان در میانشان زنی را که گویی پیرو شاه بوده را مورد تهاجم قرار داده اند زنی که ظاهرا فقط میدود و نگاه های خشمگین مردانی که حتی با دست تعنه میزنند و دستی که در گوشه کادر گویی اشاره ای به او و چیزی میگوید شاید بدوبیراه شاید اینکه این زن طرفدار شاه است و همین شاید باعث خشم دو مرد سمت راستی شده...زن را بزور سه مرد میبرند و زن در دست پارچه سفیدی دارد که میتوند نشانگر و منعادار باشد شاید زن پاک است و به ناحق مورد خشم قرار گرقته ..مشخص است که مردان بسیار خشمگینن ظاهر زن بهم ریخته اما من بشخصه نوعی مصمم بود را در نگاهش میبینم و در عکسی دیگر که زنی عکس شاه را ب نشانه علاقه و طرفداری روی چشمش گذاشته و از ظاهرش مشخص است شاهنشاهیست در عوض در بکگراند فریاد مردان انقلابی را میبینیم 

انقلابی که کشته ها داد ...کودتایی که بیانگر ظله شدن مردم بود و قربانی سوخته ای که در تکه اهنی روی  دستان مردم تشییح میشود ...از وخامت اوضاع خبر میدهد و شورش و خشمگین بودن مردم ...ساواک و تمام کسانیکه کراواتی بودند مورد ضرب و شتم مردم عام و طرفدار انقلاب و خمینی قرار میگرفتند ...مرد کت و شلواری که مردم اورا بزور میبرند و تعنه ها و هل دادنها باعث شده فرد دستش را بالا بیاورد و اینطور تلقی شود که با مردم همگام شده و او هم شعار انقلابی میدهد ...دو نگاه مستبد و حاکمانه و در طرف دیگر مرد اسلحه بدست و در پشت سر خودروی مسلحی که مردم سوار ان هستن ...نگاه مرد کراواتی به گونه ای حس میشود که شاید به این نتیجه رسیده : گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو..او هم شاید با اینان همگامن شد

در عکسی دیگر :مرده ها گویا زنده اند..چهره و نوع قرار گیری سرها فرم پیکرها ...مسئول سردخانه و مرد انقلابی اسلحه بدست همه نوعی مصمم بودن در چهره شان بچشم میخورد که چرا اسلحه دستم است بخصوص نگاه جنازه سمت راست پایین گویی مطعن بوده از هدفش و از مردن

فریاد زنان ...فریادی از سر خستگی فریادی از سرذوق دیدار مام در چهره زنان موج میزند دستی که از سمت دوربین وارد کادر شده و تداعی گر دست امام است و نوعی حس رهبری و هدایت را گواه میدهد و زنانی که به وجد امده اند از سر شوق از سر ظلم و ستمی که بر انان روا داشته شده ب امید روزهایی که نوید بهتر شدن حالشان را میدهد

دست زنی که مشت شده و مستبدانه حقش را میخواهد دست زنی که به سینه برده و گویا قربان صدقه میرود امیدوارانه چهره درد کشید اش را میبینیم

عکسی که دو مرد در جلوی کادر اسلحه بدست و و دست مشت شده کوبنده فریاد براورده اند ....و در بکگراند کادر پلاکارتی که گواه از حرف مردان است و یصدا و مصمم فریاد میکشند و از همه جالبتر نقطه عطف این عکس بنظرم پشت پلاکارت سایه مجسمه ازادیست گه ب عکس قوت بخشیده و عکس را طلایی کرده و فریاد مردان را معنا میبخشد

از منظری دیگر با نگاه به جامعه حاکمی کنونی میتوان این را هم مد نظر داشت که ان مردان ازادی و بهتر شدن شرایط مملکت را انگونه فریاد براورده اند ان مجسه ازادی تنها سایه  ست و ایا حقیقت دارد با انقلابی که رخ میدهد واقعا به ازادی برسیم یا نه ان سایه مجسمه بدتر شدن شرایط را حکایت میکند

دوره ای که زن و مرد همه و همه دست به اسلحه بردند و برای ازادی جنگیدند زنان ایران زمین که در تمام دوران خوش درخشیدند و اینجا نیز چینین بود و میبینیم که حتی با حفظ چادر زنی اسلحه را نشانه رفته برای دست گرمی و تمریناما انتقادی که مد نظر دارم دقیقا همینجاس چرا عکاس چهره زن انقلابی را با اسلحه نشان نداده ؟؟؟ایا با اسلام و اهداف انقلاب منافات داشت ایا دروغ بود ایا زنان خود اجازه ندادند ...زنان انسانهای نیرومندی هستند انکار ناپذیر 

در مقابل چنین عکسی عکس دیگری را میبینیم که روحانیون اسلحه بدست فرم نظامی گرفته اند و گویی ب جهاد میروند و در سمت دیگر کادر میبینیم که زنان چادر بر سر  فرزندی را در اغوش گرفته و زنی در میان این زنان و روحانیون بدون چادر گویی شرایط را کنترل میکند 

در عکسها شاهد این هستیم که مردم کاملا متقاضی حضور اقای خمینی هستند و این در عکسی که مردم همه جمع شدند و یک عس روی چوب بسر ملت قرار گرفته کاملا گواه قضیه است

در ادامه فقط به چند عکس مهم اشاره میکنم که پرتره اقای خمینی را تا کنون با این حس و حال ندیده بودم گویا حقیقتا برای ملت میخواهد پدری کند برقی که در نگاهش است 

یا عکسی که دستشان را بلند کرده اند و مردانی محافظتش میکنند و مردم ب واقع از وی امام خواسته بودند و ابهتی که در عکس هست

با توجه به اینکه تا حدودی سعی کردم هم کلی و هم جزئی راجع به مجموعه صبحت کنم امیدوارم درخور مطالعه و مورد توجه شما قرار گیرد

سپاس – زینب مهدوی  

ارسال نظر و نظرات ثبت شده
نام شما :
ایمیل :
تلفن تماس :
متن پیغام :